محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
62
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
نزد بطلان و قطع شريان و عصب را چون وضع معلوم كرده باشند آفت نرسد بالجمله نفع دانستن تشريح محتاج به شرح نيست جهت تفهيم انموذجى نموده شد كافى است . الفصل الأول في العظام فصل اول در تشريح استخوان و منافع استخوان در بدن ظاهر است . أما الجمجمة فهي مركبة من سبعة أعظم اما كاسهء سر مركب است از هفت استخوان . أربعة كالجدران چهار قطعه از آن همچون ديوارها است كه از هر طرف يك قطعه ايستاده است و اين عظم نسبت به قحف سخت واقع شده جهت آن كه وصول صدمات و وقوع سقطات تفسير بر همين است و سختتر از همه استخوان مؤخر است . جدار مقدم را عظم جبهه گويند و مؤخر را عظم قمحدوه و دو عظم ديگر كه يمين و يسار واقعاند مسمى بحجرئيناند و حجرى از آن گويند كه سختاند نسبت به عظم جبهه و در اين دو عظم گوش مخلوق شده و مجموع چون چهار ديوار استوار شده و قحف بر آن موضوع گشته . و واحدة كالقاعدة و يك استخوان از آن عظام سبعه مانند قاعده يعنى سطح سفلى است مر سائر عظام را و بناى همه آنها بر وى است و عظم مذكور كثير الأضلاع أسطواني الشكل كثير الصلابة واقع شده ، زيرا كه حامل همه استخوان است و انصباب فضول دماغى و صعود بخار بدنى به دو دايم است و در وى ثقبهاى است كه از اعلاى حنك تا فم نافذ شده و فك اعلى در آن مركوز است و آن را عظم وتدى نامند . و الباقيتان يتألف منهما القحف و دو استخوان ديگر كه باقى مانده مركب شده است از آن پوشش سر كه بمثابهء سقف بر جدران موضوع گشته و اين دو استخوان نرم و ضعيف الجرماند و نفع رخاوت و عدم شدت صلابت وى آن است كه تا بخار محلل نفوذ در آن به اسهل تواند كرد و گرانى بر دماغ نيارد . و بعضها مثقوب إلى بعض بدروز و يقال لها الشئون و بعضى از اين استخوان در بعض يكديگر تداخل كرده به درزها كه گفته مىشود آن را شئون . [ در بيان درزهاى حقيقى و دروغين ] و بايد دانست كه هر واحد از اين استخوان را دندانها است و كاواكيها ، مانند ارّه و دندانها در كاواكيها پيوست گشته و اين وصل را شان گويند دوروز خوانند و همه درزها پنج است ، سه از آن درور حقيقى ، يعنى فى الحقيقة اجزاى فزونى اسنان مانند را هر يك در حفرهء ديگر تداخل كرده است و دو ديگر درز دروغين است ، يعنى مانند درز مىنمايد و ليكن جرم اينها در جرم آخر غوص نكرده و تداخل ننموده است بلكه در سطح ظاهرى منحصر و مقتصر شده لهذا اين را درز قشرى گويند لحدوثها على القشر . و هر يك از اين دروز خمسه بيان مىشود . [ انواع درز حقيقى و غير حقيقى ] بدان كه درز حقيقى سه است : يكى از آن كه مسمى است به اكليلى و او با جبهه و هر دو استخوان يافوخ اشتراك دارد و مقطعش چون منتهاى اكليل است كه بر سر مىنهند به اكليلى موسوم شده و اكليل به فارسى تاج است و درز مذكور قوس مانند است . و دوم از آن مسمى است به سهمى و اين درزى است مستقيم در وسط طولانى سر و از آن كه درز اكليلى قوس مانند است و از وسط او درز سهمى را ستار است در طول رفته است ،